دوشنبه ۶ فوریهٔ ۲۰۱۲

امام مقوایی از ابندا جنایتکار و دروغگو بود

در همان سالی که رژیم پهلوی نیت به دستگیری خمینی داشت ، تعدادی از

حضرات آیت الله ها به قصد جلوگیری از این کار ، اقدام به جمع آوری امضا

نمودند تا خمینی نیز آیت الله شناخته شود و رژیم نتواند به وی آسیب برساند

شریعتمداری جلودار این کار شد و تنها کسی که این نامه یا طومار را امضا

نمی نمود ، آقای خوانساری بود که در جواب شریعتمداری گفته بود که من این

فرد یعنی خمینی را می شناسم که اگر فرصت کند در این مملکت خون به پا

می کند و دیدیم که چه کرد و چگونه این کار شریعتمداری را جبران نمود

در همان ابتدا نیز آخوند بی سواد و دل به نشاطی به نام خسروشاهی که هم

در کمیته ها بود و هم مسئول مسکن شده بود ، در بوق و کرنای نمود که همه

به تهران بیایید که به همگی زمین و خانه می دهیم و دیدیم که حماقت این فرد

چه مصیبت هایی را گریبان گیر تهران نمود

شخص خمینی نیز که درسایه درخت سیب معروف یه لم داده بود ، مجانی

نمودن آب و برق را بر زبانها انداخت و آن را در ایران نیز تکرار نمود و

می بینیم جانشینان ناخلف و حرام لقمه و فاسدش چه بلایی بر سر مردم برای

وجوه آب و برق آورده و می آورند

اکنون که این سفر کرده با " مقوا " برگشته است تا در جشنهای بی در و پیکر

و باحضور اندیشمندان مفت خور و مفت چران و بی سواد ولگرد و آواره جهان

اسلام و غیر اسلام ، شرکت کند ، آن همه خیانت و دزدی و جنایت و دروغگویی

وی برای مردم ایران تداعی می شود

شنبه ۴ فوریهٔ ۲۰۱۲

بعضی از اصلاح طلبان چگونه زندگی می کنند ؟

چیزی که شاید برای عده ای به حالت معما درآمده باشد که عده ای که خودرا

اصلاح طلب می دانند و طرفدار قانون و عدالت و جنبش سبز را چراغ راه


خود و مردم می دانند ، اما در بند ستمگران نظام اسلامی گرفتار هستند ،


چگونه زندگی می کنند ؟ محل درآمد آنها چیست ؟ وقتی که به قول خودشان


در زندان هستند و کاری نیست ، خانواده آنها چگونه زندگی می کنند ؟ شاید


تعدادی از آنها آدم های صالحی باشند و خانواده شان نیز صورت خود را با


سیلی سرخ نگه دارند اما هستند از همین افراد که چنان هزینه می کنند که انگار


هیچ اتفاقی نیفتاده است و همه چیز آرام است و آنها خوشبخت


یکی از همین افراد که بنده از نزدیک شناخت شخصی دارم ، فیض الله عرب سرخی


عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است
این فرد در زمان دولت خاتمی

معاون وزارت بازرگانی بود
وی دارای دو دختربه نامهای ساجده و فاطمه است که

اولی در همان زمان مرتب در حال رفت و آمد به کیش بود که وقتی از چرایی آن سوآل


می کردم ، اظهار می داشتند که در آنجا همایش و گردهم آیی و ..... است । حال اینها


چه ارتباطی به این دختر خانم داشت ، فقط خودشان می دانند !


دومی هم که خود را خبرنگار و روزنامه نگار و ...می دانست
اما با گرفتار شدن

عرب سرخی ، دختران وی مدتی را در " دبی " سپری نمودند و شوهرانشان هم مرتب


به این امیر نشین در حال گشت و گذار بودند


دختر بزرگتر بعدا به مالزی رفته و مدتها آنجا زندگی کرد و دوباره به ایران بازگشت


و بعد ازجدایی ازهمسر که با موافقت مادرش انجام گرفت ، برای زندگی بهتر و راحت تر


کشور فرانسه را انتخاب نموده وبه آن کشور مهاجرت نمود0


می دانید من شخصا مخالفتی با این رفت و آمدها ندارم اما چیزی که برای من هم معما شده


است ، با توجه به آنهمه ادعا و پاک بودن واسلامی بودن و ......چگونه فردی قادر است


این همه هزینه خانواده خود را در خارج پرداخت نماید مگر اینکه حرف و حدیث هایی که


در دوره معاونت بازرگانی وی بر سر زبان هابود صحت داشته باشد ؟


بسیار بعید است که یک فرد پاک و سالم که اطرافیانش مدعی والاترین خصوصیات برای


وی هستند و در حالیکه در بند و اسارت نیز باشد بتواند اینچنین ریخت و پاش های خود و


خانواده را اداره کند در حالیکه فردی مانند تاج زاده حتی از داشتن یک ملک کوچک نیز


محروم می باشد

دوشنبه ۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۲

انقلابی و شورشی از دید نظام سفاک اسلامی

چندی است که مردم کشورهای منطقه بر علیه حکومت های خود به پا خاسته اند

از مصر گرفته تا لیبی و یمن و گهگداری در عربستان وبحرین اما مهمترین آن


در سوریه پاگرفته است که در کمال تاسف از پشتیبانی رسانه ای در دنیا محروم


است و بخصوص نظام اسلامی که ان رانه از دید بین المللی بلکه از دید جهان بینی


خود آن را تفسیر به رای می کند


با توجه به اختلافاتی که حاکمان ایران با کشورهای منطقه دارند ، خواستهای مردم


مورد احترام و حرکات آنها انقلاب و آنهم بر علیه زور و استبداد قلمداد می شود اما


در سوریه که یکی از رگهای حیات و ممات نظام است و فروپاشی ظلم و ستم از نوع


" بشاری " آن ، شورش و به قول خودشان " فتنه " آنهم از نوع سال هشتاد و هشتی


مردم ایران به حساب می آید


یکی دو روزی است که مردم زیر ستم رژیم فاسد بشار اسد قسمتهایی از شهر دمشق


را به تصرف خود درآورده اند و در شهر " حمص " که مرکز اصلی انقلابیون است


زدوخورد با نظامیان و پلیس به سرکردگی افرادی که رژیم ایران برای سرکوب
به

این کشور گسیل نموده است ، به شدت ادامه دارد
سوری ها تعدادی از ایرانیها را

دستگیر و به تمام دنیا نشان داده و اثبات نمودند که حکومت اسلامی مستقر در ایران


در پشت تمام قضایای سرکوب وحشیانه مردم سوریه است


عکسهای منتشره نشان می دهد که این افراد با آن هیبت های غیر انسانی ، کسانی


نیستند که حکومت ایران ادعا می کند
مهندس و زائر و ....تنها عناوینی هستند که

به قیافه هیچکدام از این دستگیرشدگان نمی اید الا همان تروریست های ارسالی !


حال باید از این نظام تروریستی و این حکومت خوف و وحشت پرسید که چرا در بقیه


کشورها مردم انقلابی هستند اما در سوریه شورشی و تروریست و فتنه ؟

شنبه ۲۸ ژانویهٔ ۲۰۱۲

اکبر اعلمی ، سمبل خودشیفتگی در جمهوری رذالت و خیانت

وقتی که بوی کباب نزدیک میشود تا به مشام برسد ، آنوقت است که دیگر نه

حیایی می ماند و نه پرده حرمتی باقی چیزی تا اسفند و دست پیدا کردن به

کباب دلخواه و مبل راحتی سبز رنگ و حقوق و مزایای چندین میلیونی نمانده

است اما دم خروس از زیر لحاف ملا بیرون زده است !

اکبر اعلمی نماینده سابق تبریز که چهار سال گذشته و به خصوص از بعد از

انتخابات را به دلیل دوراندیشی و عافیت طلبی شخصی و شاید هم پیروی از

منویات مقام عظمای ولایت ! سکوت پیشه کرده و اکنون دوترکه برای بهارستان

می تازد ، چشم بسته ودهان گشوده است کسانی را که عنوان رهبران جنبش

حال به حق یا ناحق ، مورد حمله قرارداده و با کمی مظلوم نمایی در برابر نوشتار

سایت " کلمه " بر خلاف ادعای خود که از آنها ادب و معرفت می طلبد ، با یاوه

گویی و سخنان سخیف که از عافیت طلبانی و مرده خورانی چون وی بر می آید ،

" گودرز " و " شقایق " را هم به شهادت طلبیده است ।

اکبر اعلمی به خوبی می داند که این مردمی که در زیر بیرق سبز و به نام میرحسین

و کروبی سینه زدند ، علیرغم اینکه می دانستند این افراد نیز از دل همین حکومت

برخاسته اند و کسانی هستند که در گناهان عظیم این نظام فاسد شریک هستند ، اما

به دلیل اینکه تنها چند خواسته کوچکشان توسط آنها مطرح شده بود ، حمایت خود را

از آنها اعلام کردند و دیدیم که در میانه راه و با طرح نظراتشان آنها را مجبور نمودند

تا در حرفها و شعارهایشان تغییراتی به نفع معترضین بدهند اما آقای اعلمی شما چه

کردید ؟

درست یا غلط بر اساس توهم یا تعقل یا هر چه خود بر آن نام نهید ، به پاخاستند و پیه

زندان و حصررا هم به جان خریدند و همین مردم ساده و عوام کوچه و خیابان نیز بر

باورهای خود ایستادند و کشته دادند و شکنجه شدند و مورد تجاوز قرار گرفتند و زندگی

شان بر باد رفت و هم اکنون نیز در زندانها سکنی گزیده اند اما شما چه ؟

وقتی که مردم خود می خواهند دیگر خود را ملعبه دست این نظام فاسد قرار ندهند و

انتخابات نمایشی آنها را تحریم کنند و بیانیه جنبش و هر چیز دیگری تنها نشاندهنده

همین تصمیم و اراده مردم است ، چرا بر می خروشید ؟ چرا آنها را مورد اتهام قرار

می دهید ؟ اصلا فرض بر اینکه در مورد نویسندگان نامه سیاسی مبنی بر تحریم

انتخابات حق با شما باشد ، مگر آنها کل مملکتند ؟ پس این میلیون میلیون جمعیت

معترض که در خیابانها آمدند چه ؟ آنها را نمی بینید ؟ شاید شما هم آنها را مانند سرکرده

کودتا ، خس و خاشاک می بینید ؟ نمی دانم آن زمان که در تهران و بسیاری از شهرها

مردم مقاومت می کردند ، شما در تبریز چه می کردید ؟ اصلا مگر در تبریز هم خبری

بود که شما از آن خبردار شوید ؟ خدا داند !

اشکال در افراد سرکرده سبزها وجود دارد و شکش در آن نیست اما ظاهرقضیه این

است که شما هم در متهم کردن افراد و توجیه کارههای خود و داوطلبی برای ورود به

مجلس مورد علاقه تان و اینکه می خواهید جانشین یک مداح حکومتی شود ، دست آنها را

از پشت بسته اید و خود را هم ذیحق می دانید ! عاقبت خود را هم به رای ندادن مردم

منوط کرده اید و این که هر چه پیش آید ، خوش آید । فعلا حال را بچسبیم !

اینکه واجد صلاحیت هستید یا فاقد آن ، فرقی نمی کند که اگر واجد باشید که دیگر کارتان

با کرم الکاتبین است وسرفرود آورده و معتقد به فردی که دستش به خون مردم آلوده و

دست علیلش هم آغشته به خون مردم آزاده سوریه که شخص فاسدی چون بشار اسد را

تنها در دادگاه ومحکومیت وی می خواهند

در مجلس می خواهی به چه قسم بخوری ؟ به ولایت فقیه که پشتیبان آن باشی ؟ از کدام

اصل قانون پیروی کنی که محلی از اعراب در مقابل فقاهت مطلقه ندارد ؟ مگر فکر میکنی

که خانه خاله می باشد که بروی و هرچه خواستی بگویی و بکنی و تازه نازت را بکشند ؟

جناب اعلمی !

این بویی که به مشام رسیده بوی کباب نیست دارند " خر " داغ می کنند و منتظر افرادی

چون شما هستند

دوشنبه ۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲

ولایت فقیه و این همه وقاحت

دیشب با یکی از دوستان بحث داشتیم نظرش بر این بود که شاید خامنه ای نمی داند که در

اطرافش چه می گذرد ! گفتم این همه نامه برایش نوشته اند ! گفت شاید نمی خواند و یا به او

نمی گویند ! گفتم مگر نماز جمعه را یادت نمی آید که خود مستقیما مردم را تهدید کرد که از

این به بعد خون افراد به پای خودشان است و از آن به بعد بود که سگهای هار خود را رها

کرده و به جان ملت انداخت ؟

نوری زاد پانزده نامه نوشت و شانزدهمین آن نیز به روی اینترنت رفت این نوشت و آن

نوشت و گفته شد و تذکر داده شد تا دیروز که نامه قدیانی را در سایت کلمه دیدم و خواندم

بسیار کوبنده و توفنده و از ته دل نوشته بود و خامنه ای را دیکتاتور خوانده و رسما خواهان

کنار رفتن وی و تعیین وضعیت توسط مردم شده بود اما چه سود !

همین دیروز بود که دولتیان منتخب همین دیکتاتور دست درازی به اموال و بگیر و ببند دیگری

را شروع کردند خانه سینما که ارگانی غیر انتفاعی و از منتقدان دولت است را منحل و با

استفاده از نیروی پلیسی قصد تصرف محل را نیز دارند عده ای پاچه ورمالیده ذوب شده در

ولایت که نکبت وبدبختی آنها اظهر من الشمس است مثل احمد نجفی و کارگردان فاسد و دزد

سریال یوسف و تعدادی دیگر از کسانی که نانشان را در خون ملت ترید کرده اند ، از این عمل

شرم آور و غیر قانونی حمایت کرده اند یعنی باز هم خامنه ای نمی داند و یعنی همین سیمای

رسمی ولایت را هم نمی بیند ؟

نمی بیند و نمی خواند و نمی داند که چه بلاهایی بر سر منتقدین آورده اند ؟ هشت سال زندانی

برای پیرمردی چون یزدی بریده اند ؟ اصلا کسی از مهندس توسلی خبر ندارد ؟ چه شکنجه هایی

برای اعتراف های ساختگی می کنند ؟ و .......................

خیر اینچنین نیست و نه تنها می داند و آگاه است بلکه خود دستور دهنده این اعمال کثیف و شنیع

و غیر انسانی است فکر میکند عمر جاودانه دارد و اکنون نیز خدایی می کند اکنون بر تخت

فرعون نشسته و به مانند ضحاک ، مارهای خود را به گرفتن و نوشیدن خون این ملت مامور

کرده است

ولایت مطلقه فقیه یا همان سلطنت روحانی فاسد به حدی وقاحت دارد که برای آن نمی توان حد

و اندازه ای در نظر گرفت تنها باید تا می توان بر روشنگری خود و دیگران افزود تا روزی

که این خودکامه فاسد از عرش به زیر آید و آن روز مردم هستند که سرنوشت وی را رقم خواهند

زد0


چهارشنبه ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱

نوشتن نامه به رهبری ، یک راهکار یا اتلاف وقت

محمد نوری زاد ، کارگردان در بند رژیم سفاک اسلامی در پانزدهمین نامه خود به

خامنه ای از تعدادی از نزدیکان به نظام درخواست کرده که به مقام ولایت عظما

نامه بنویسند ، به وی هشدار دهند واز وقایعی که در این کشور و برای مردم اسیر

و دربند آن اتفاق می افتد وی را مطلع سازند

نوری زاد کماکان در نامه های خود وی را رهبر و مورد اعتماد و مورد علاقه

می نامد اما لبه تیز تیغ را هم به وی نشان می دهد و در جملاتی که از حد ادب

به دور نباشد ، رهبر معظم را زینهار داده است اما مگر این نامه ها که تعداد

آنها تا دیروز به پانزده رسیده است تا کنون چه اثری داشته است ؟ مگر نه اینکه

شخص نوری زاد از قول یکی از مراجع اظهار داشته که به وی دیکته می کنند که

باید این چیزها را بگویی و این حرفها را بزنی وگرنه .......

مگرچند نفر از همین افرادی که وی از آنها درخواست کمک کرده است ، با

کوچکترین حرف مورد حمله و آزار و اذیت اراذل و اوباش ذوب در ولایت قرار

نگرفته اند ؟ مگر تعدادی مجبور به ترک کشور و اقامت در غربت نشده اند ؟

مگر نه اینکه تعدادی از آنها نیز اکنون در بند اسارت اسلامیان هستند ؟ پس

نامه دیگر چرا ؟ مگر این همه نامه تا کنون بر این رهبر فرزانه اثری هم داشته

است ؟ مگر خود نمی داند که چه اتفاقاتی تا کنون بر این کشور و مردمانش رفته

است ؟ مگر از جنایتها ، چپاولها ، غارتها و کثافت کاریهایی که توسط سپاهیان

و اطلاعاتیان و بسیجیان و ریش داران و بی ریشهای ذوب شده و غیر ذوب

بی خبر است که با نامه برایش روشنگری شود ؟ مگر باید خود را گول بزنیم ؟

یعنی هنوز هم دو به شک هستیم که تمامی این اعمال مستقیما و به دستور خود

خامنه ای است ؟ مگر یادمان رفته است که در نماز بعد از انتخابات به صورت

علنی و مستقیم مردم را مورد خطاب و حمله قرار داد و در مورد ریختن خونشان

هشدار داد ؟ و بسیاری سوآلات دیگری که جوابها مشخص است

آیا نباید فکر کرد که این مکاتبات هم گذراندن وقت است و هم آب در هاون کوبیدن

و به زبان ساده تر ، یاسین به گوش خر خواندن ؟

شنبه ۳ دسامبر ۲۰۱۱

اسناد لانه جدید جاسوسی ( انگلستان سابق ) منتشر گردید


( آبدارچی سفارت دولت فخیمه در حال شکستن شیشه اتاق سفیر )



( کنسول بی ادب فرهنگی بریتانیا در حالیکه باسن گنده و شورتش هویدا است

در حال سند سازی برای دانشجویان بسیحی )





( کارمندان ایرانی سفارت در حال لذت بردن از شکستن شیشه )



( سفیر انگلستان با مامور محافظ و یکی از فلسطینیان مزدورطرفدار عرفات در حال

شکستن درب شیشه ای ورودی )


این مدارک در زمانی از طرف سازمان اسناد انقلاب اسلامی منتشر گردید که بسیج دانشجویی اعلام


نمود که آنها در تخریب اموال سفارت بریتانیا هیچ نقشی
نداشته اند واین تخریب ها قبل از ورود


آنها به سفارت صورت گرفته است
































یکشنبه ۲۰ نوامبر ۲۰۱۱

دزدان وزارت دارایی و سازمان مبارزه با کالای فاچاق به دنبال بریدن نان مردم

دوستی دارم که دارای مغازه جواهرفروشی است ।


میگفت : با آنکه دارای مفاصا حساب با دارایی هستیم ، دوباره ما را خواسته اند ।می گویند که


به صورت رندوم شمارا خواسته ایم تا پرونده مالیاتی تان را بررسی کنیم । گفتیم که ما چهار


جواهرفروش در یک پاساژ هستیم که هر چهار نفرمان را خواسته اید ، پس این چه رندومی


است که همه را دوباره می خواهید ।


و میگفت : اداره مبارزه با کالای قاچاق از آنها خواسته است تا طلاجات خارجی را جمع کرده


و آنها را آب نمایند و دیگر در معرض دید عموم نباشد وگرنه ضمن ضبط آنها ، تا سه برابر


هم جریمه نقدی می کنند । یک طلافروش در خیابان کریم خان را هم به دلیل بودن دوازده گرم


طلای خارجی ، هم جریمه کرده اند و هم برایش زندان بریده اند !


بدین ترتیب این صنف باید طلاهایی را عرضه کن که ساخت داخل باشد । طلاهایی که نه


از کیفیت بالایی برخوردار است و نه از زیبایی بهره ای دارند و نه خریداری برای آنها


پیدا می شود ।


بدین ترتیب دارایی و مبارزه با قاچاق که هر دو سازمان از فاسدترین نهادهای حکومت


اسلامی هستند مصمم به بریدن نان عده ای دیگر از مردم هستند .


چهارشنبه ۱۳ اکتبر ۲۰۱۰

حکومت جور و ستم اسلام , اصلاح ناپذیر است . باید با قوه قهریه مردم برود .

سالهاست که فکر اصلاح نمودن حکومت در عده ای از دوستداران حکومت رسوخ کرده

است . شاید یک دلیل هم این باشد و خودشان نیز خوب بدانند که اگراین رژیم برود , حتی

برای آنها نیز جایی برای ادامه حیات نخواهد بود . البته نه به خواست مردم اما برای اینکه

مدتی دیگر ادامه حیات یابند و به هر صورتی مردم ضمن اغفال شدن , سرگرم نیز باشند ,

مجوز به دست گرفتن اداره کشور را به عده ای از دوستان سابق خود را دادند . گروهی با

نام اصلاح طلب اما این تنها ظاهر قضیه بود .

در اصل و در پشت پرده همانها بودند که همیشه بودند . حتی خاتمی نیز دست به گلایه زد

که نمی گذارند کاری شود و میانگین هر 9 روز یک توطئه و خیانت از پشت پرده نشینان .

مجلس را هم دیدیم که به روز سیاه نشاندند و دیگر نه از فردی با صلاح خبری بود و نه

قدرتی برای مقابله که شورای نگهبان جان و روح همه شان را ستاند . دیدیم و دیدید که نتیجه

انتخابات چه شد . هر آنچه خواستند گفتند و کردند و هیچ باکی هم از واکنش های داخلی و جهانی

نداشتند . همه چیز خوب و عالی است و همه در رفاه هستند و همه مخالفین آزاد و در آمد و شد !

ا.ن دارای حداکثر ارا و رهبر نیز فرستاده مستقیم الله و دولت نیز از چاه جمکران حمایت می شود

و آنهمه فسق و فجور و خیانت و جنایت و چپاول کشور در 5 سال اخیر و چه راحت لبخند خود

را حواله می دهند . لبخند هایی که همگی با خون مردم ایران زمین عجین شده است .

اما کارشان شدیدا بیخ پیدا کرده است . خامنه ای می داند که دیگر چاره ای ندارد برای ادامه

حکومت ننگینش , همان جنایات را ادامه دهد . می خواهد مرکزیت آخوندها در قم را هم به زور

پول و تطمیع مفت خوران حوزه تسخیر کند . می خواهد به قم برود تا میخ مشروعیت خود را

محکم کند اما نمی داند که با این همه بگیر و ببند و زندانی کردن و شکنجه و اعدامها , نمی توان

کسب وجهه کرد اما می داند که مردم این حرامزاده انقلاب اسلامی را نمی پذیرند و حتی آدم نیز

محسوب نمی کنند چه فریاد مرگ بر دیکتاور نشانه بارز ان است .

در زندانها به دربندیان حمله می کنند و آنقدر می زنند تا طعم اسلام را با مزه خون بچشند . خانواده

کسانی که خودشان آنها را شهدا می نامند , قبولشان ندارند به همین دلیل باید مورد هجوم نمرودیان

قرار گیرند .دست دزد می برند اما شخص خامنه ای و بیت متعفن وی مملکت را به ورشکستگی

کشانده است و جیب ملت را خالی و عده ای دزد و بی ناموس را سوار بر سرنوشت میلیونها مردم

کرده است . فساد و بوی گند جنایت از اسلامیان بسیج و سپاه ولباس شخصی و .......به مشام همه

رسیده است . در روز جهانی مبارزه با اعدام , اعدام می کند و انکار .

روند سخنان افراد آرامی چون خاتمی , موسوی و کروبی و دیگر کسانی که مثلا عنوان اصلاح طلب

بر خود دارند را مشاهده کنیم . بسیار با قبل منافات دارد و حالت دیگری بر خود گرفته است . اینها

نیز از اصلاح این حکومت ناامید و سرخورده شده اند . می دانند که دیگر هیچ پند و نصیحتی چاره ساز

نیست .

ما نیز چنین می پنداریم . اینها باید بروند اما دیگر نه با پوشیدن پیراهن سبز و مچ بند سبز که هیچ

کدام راهگشا نبوده و نیستند . اینها برای ماندن باز هم می کشند و اعدام می کنند و لبخند می زنند و

همین است که دیگر حجت را بر مردم تمام ساخته است . باید بروند اما نه با لبخند بلکه تنها راهی که

چاره ساز است , قوه قهریه است . خشونت طلب نیستیم اما دیگر حاضر نیستیم و نباید اجازه دهیم

خونی دیگر ریخته شود . عاشقی یکطرفه نمی شود . باید به مانند خودشان بود . دیگر نوشتن و دل

خوش کردن به لقب " خ.ر." خامنه ای و " ا.ن." احمدی نژاد دردی از این مملکت درمان نمی کند .

رنگ سبز ابتر مانده است . شاید رنگ قرمز بتواند چاره درد کند. این واقعیت است هر چند همیشه

عده ای هستند که تنها نظر خود را درست می دانند و دیگران را پر از اشتباه و حملات نوشتاری

را با نوع جدیدی از استبداد مطلقه آغاز می کنند . اما خود مردم قضاوت نهایی را می کنند .

دوشنبه ۱۱ اکتبر ۲۰۱۰

مموتی , اول چاه رو بکن بعد منار رو بکن اونجات !

مموتی از موقعی که از آمریکا برگشته , معلوم نیست چرا مرتب تقاضای گروههای واکاوی

می کنه . واکاوی برای 11 سپتامبر , واکاوی برای هولوکاست , واکاوی انتخابات آمریکا و

هیچ بعید هم نیست که یک واکاوی هم بخواد برای اینکه دنیا بفهمه که اوباما اصلا ازدواج

کرده یا نه یعنی زنش شرعا بهش حلاله یا اینکه خامنه ای حکم بده !

اما وقتی که خود مردم ایران رسما و قانونا و شرعا و خیلی چیزای دیگه اعلام می کنن که

اوی , یارو , ما که به تو رای ندادیم و رای های ما رو که کش رفتی و سرقت فرمودی ,

بیا اونا رو به ما پس بده , تو رو امام خامنه ای منتصبت کرده و شریفی نیا و عمو پورنگ

و مجید مظفری و احمد نجفی برای مراسم " لیف کشیدنت " اومدن نه ما , اونوقت میگه

مردم شماها نیستین . مردم اونایی ان که به من رای دادن بعد دوباره میره سراغ همون حرفها

و استدلال های خودش و آنقدر هم احمقانه میگه که خودشم باورش میشه !

آخه تو اول بیا تا مردم تکلیف خودت را معلوم کنن , بعد برو سراغ گروههای واکاوی برای

بقیه دنیا . به معنی دیگه اول چاه را بکن بعد منار رو بکن تو اونجات

شمارنده